مـی پسنـدم پـایـیــز را
كـه مـعافم میكــند از پــنهان کـــردن
دردی كـه در صـدایـم میپیـچــد
و اشكی كه در نـگاهــم میچرخــد
آخر هــمه فــكرمیكـنند ســرما خـورده ام ..