X
تبلیغات
♥♫♥درياي مواج عشق♥♫♥

♥♫♥درياي مواج عشق♥♫♥






ساحل قلبم آرام است ، همچنان دلم گرفتار است ،
 به انتظار نشسته ام ، باز هم دل به رویاها بسته ام
با خود نام تو را زمزمه میکنم ، سکوت قلبم با این زمزمه ها شکسته شده
چشمهایم به دوردستها می نگرند ، قلبم پیش تو است ولی دلتنگت هستم.
ساحل قلبم آرام است ولی دریای عشق طوفانی
ببین که طوفان عشق چه آرامشی به قلبم داده است.
در خیالم لحظه ای در امواج دریا غرق میشوم ،
حالا میفهمم که دریا بی رحم نیست ، طوفان عشق رحمی به من نمی کند.
از آن لحظه هم عاشق دریا شدم ، و هم عاشق انتظار
انتظار در کنار دریا برای تو زیباست ، عشق من کجایی که مهرت حتی از آن دور دستها نیز پیداست.حس میکنم تو نیز در آن سوی دریا ، در کنار ساحل به انتظار من نشسته ای
این پیوند عشق است که بین ما یک دریا فاصله است.پس من درون دریا غرق میشوم تا امواج دریا با طوفان عشق مرا با خود به آن سوی ساحل که تو نشسته ای بیاورد......



+ جمعه پنجم خرداد 1391 |1:32 |پري دريايي |




مـی پسنـدم پـایـیــز را
كـه مـعافم میكــند از پــنهان کـــردن
دردی كـه در صـدایـم میپیـچــد
و اشكی كه در نـگاهــم میچرخــد
آخر هــمه فــكرمیكـنند ســرما خـورده ام ..


+ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 |13:34 |پري دريايي |




گاهی اوقات ارزشِ در آغوش کشیدن بالشتت،
 
هزار برابر بالاتر از در آغوش کشیدن یه نامرده !


+ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 |13:31 |پري دريايي |






درد بزرگیه
برای کسی که متوجه نبودنت نیست
پرپر بشی . . .
ولی وقتی بعد از یک روز در به دری و دلواپسی
بهش میگی نگرانت بودم دلم هزار راه رفت
تموم چیزی که میشنوی
یک “مرسی” خشک و خالیه…..!


+ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 |13:28 |پري دريايي |




این قدر مرا از رفتنت نترسان
ماندن کنار من لیاقت می خواست نه بهانه
می خواهی بروی برو … بلند می گویم به درک که رفتی…


+ یکشنبه دوازدهم آذر 1391 |0:55 |پري دريايي |




تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن…


+ جمعه دهم آذر 1391 |1:37 |پري دريايي |






دلم
پر است....

آنقدر که گاهی اضافه هایش
از گوشه ی چشمانم میچکد......


+ پنجشنبه نهم آذر 1391 |12:46 |پري دريايي |




برگـــــــرد و بگـــــــو دوستـــــــت دارم...

تا با پشـــــــت دست چنـــــــان بر دهانـــــــت بکوبـــــــم

تـــــــا آرزوی داشتـــــــن یک دنـــــــدان را به گـــــــور ببری

چه رســـــــد به من و یـــــــک عشـــــــق حقیقـــــــی...!!!


+ چهارشنبه دهم آبان 1391 |1:5 |پري دريايي |




   تنهـــــایی

      نام دیگر پاییــــــــــز است

      هر چه عمیق تـــــــــر

      برگریزان خاطره هــــــایت بیشتـــــــــــر …!


+ سه شنبه دوم آبان 1391 |18:33 |پري دريايي |




این روزهــ ــا آسان تر از یاد می روم!...

آسان تــر فراموشم می کنند ...

آرامم ...

گله ای نیستــ ؛ شکایتــی نیستــ ...

انتظاری نیستــ ؛بهــانه ای نیستــ ...

این روزهــا تنهــا آرامم ... وحشـــی آرام !!!

آنقدر آرامم

که به جنونِ چندین ساله امــ شک کرده ام !

می ترسم نکنــد مرده باشـــم و

خودم خبــر نداشته باشــم !...


+ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 |12:17 |پري دريايي |




غیـــرتت کجــاست؟؟؟
زمانی که معشوقت از تجـــاوزِ تنهـــایی رنج میکشـــــد
 بــه جـای دَرکــش
تـــرکـَـش میکنی…!!!


+ شنبه بیست و دوم مهر 1391 |1:22 |پري دريايي |